Wednesday, 23 May 2012

مجموعه تناقضات و شگردها و حقه بازی های و سفسطه های

من فرزندی از خراسان و خوزستان  در سال 1383 اعلام کردم که  دو افسانه شیطانی پورپیرار یعنی :
 1- نام خلیج فارس سندیت ندارد!!
2- ""زبان عقیم و بی مصرف فارسی ساخته یهودیان مغرض خراسان در قرن دوم هجری است.این زبان الکن و بی خاصیت حتی یک کلمه به زبان عربی صادر نکرده است""  را به تنهایی بی اعتبار خواهم کرد. اولویت اول من نام خلیج فارس بود و در همان سال 1383 به همت جوانان پور شور و مردم حقیقت جو  در اینترنت با نام و یا بدون نام مقاله های مستند من و همفکران همچون 
گلوله برفی که از اوج قله دماوند سرازیر می شود غلطان و شتابان چنان بر سر این شیاطین کوبیده شد که نام خلیج فارس سند ندارد را برای همیشه فراموش کردند اما  مانند موش کور بدرون لانه خزیدند تا ریشه های درختان مثمر دیگری را بجوند و درختان گردو و ... را خشک کنند.
اما در مورد زبان فارسی همت بیشتری می طلبد اولین مقاله  های من مورد استقبال واقع شد و بازتابهای متعددی یافت جالب و غیر منتظره این بود که در روزنامه های افغانستان  نیز بازتاب یافت چه بصورت چاپ مقاله چه بصورت گنجانده شده در مقالات اساتید بزرگ زبان فارسی: و از همه مهمتر بازتاب آن در وب سایتهای عربی بود که همه اینها دل گرمی   به ادامه راه و سودمندی زحمات را مژده می دهد. 
  • اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی،دکتر محمد عجم - همشهری، 22آبان 1385
  • تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هنددکتر عجم سایت آفتاب  مهر 1390 [۶]
  • [۷]




نااصر پورپیرار (نامهای دیگری همچون عبدالناصر بنی کنعان، ناصر بناکننده و ناریا هم به او نسبت داده شده.) متولد اهواز (1319) از اعضای  اخراجی  " حزب توده" ، موسس نشر "کارنگ" ،انتشارات "آلفا" و شریک انتشارات" نیل" است که  
کتابنامه:
مجموعه  تناقضات و شگردها و حقه بازی های و سفسطه های  نوشتاری آشکاری  است که  در زندگی و آثار  او با توجه به شرایط و منافع  روز جامعه وجود دارد . زمانی چهره ی یک "مارکسیست" دو آتشه را به خود می گیرد و برای "بلوک شرق"( آنچنان که در پی می آید) جاسوسی می کند . در جای دیگر  یک مصلح دینی است که به زعم طرفدارانش هدفی جز « بنای رفیع اندیشه های اسلامی » ندارد ! زمانی طرفدار تمدن بابلیون و زمانی طرفدار پان عربیسم صدام است. و می نویسد :
«...به گمان من صدام قهرمان مقاومت  اسلامی در برابر صهیونیزم  است و اگر کشته شود مانند اسیر در دست کافر شهید است»وی از مدافعین سلطنت بنی امیه و خاندان" یزید بن معاویه" در صدر اسلام است چنانکه می گوید ::«تشکیل حکومت اموی راهی بوده است که خردمندان عرب برای خروج از بن بست سیاسی موجود برگزیدند» و ضمن  مقایسه ی عملکرد اهل بیت پیامبر، تسلسل امامان شیعه و" بنی امیه" آن را به همان میزان  مشروع می شمارد: «آنچه را بني اميه به عنوان راه حلي براي پايان دادن به درهم ريختگي سياسي در مركز اسلام پيشنهاد دادند، همان شيوه وراثت در خلافت بود كه شيعه پس از مرگ پيامبر عرضه مي كند؛ با اين تفاوت كه تشيع وراثت را در خاندان پيامبر مي پسندد و بني اميه در خاندان خود » او معتقد است تمام تاریخ ساخته و پرداخته یهودیان است و هیچ کتاب تاریخی ارزش مند وجود ندارد همه انها افسانه است حتی سفر نامه  سفرنامه نویسان یا دروغگو و شیاد و خودشیفته هستند یا یهودی .




بطور نمونه سفر نامه ابن بطوطه چیزی نیست جز افسانه سرایی های چند یهودی در مراکش.










 او  اساسا منکر وجود شخصیت های تاریخی مانند کوروش - داریوش - اسکندر-  " سلمان فارسی " و .... است ! او معتقد است زبان فارسی را یهودیان فراری در خراسان درست کردند امپراتوری گورکانی در هند را منکر شده و خلاصه منکر وجود اقوام و ادیان و شخصیت های تاریخی است  همه چیز توطئه یهود است حتی هلوکاست تنها چیزی که واقعیت دارد تمدن عرب است و قومیت عرب.  « سلمان مظهر بزرگ ترين تعرض به ساحت پيامبر اسلام است » .
این در حالی است که در جلد نخست همان کتاب ضمن اشاره به آیه ی 101 سوره ی" نحل " می گوید:« قرآن، به كنايه، حتي سلمان را نسبت به آن زبان ناآشنا و ناتوان معرفي مي كند :  مي گويند بشري اين ها را به تو مي آموزد. آن كس زبانگنگ عجم مي داند و اين قرآن با زبان فصيح عرب است » ؛
او مطالب زیادی را منتشر کرده که پر واضح است که بخش اصلی آنها را کسانی با اغراض قومی و مذهبی نوشته اند و با نام ایشان بدست نشر سپرده اند. علت همه تناقض گویی ها و نوشته های جنون آمیز متضاد ناشی از این است که نویسندگان متعددی در جمع آوری این مجموعه ها مطالبی را جمع کرده اند و بدون اینکه با یکدیگر ارتباط و چسبندگی داشته باشند آنها را بر هم سوار کرده است مجموعه ای از دروغ ، تهمت، افترا و ناسزاگویی به تاریخ و به تمدن و به اقوام. از همه مضحک تر اینکه نوشته های وی علیه تمدن پرشیا  مورد استقبال یک عده افراد به ظاهر قوم گرای تورک واقع شد. و آن تورکان زوق زده در سالهای 1380-1385 این استاد قلابی را تا حد  ابر فیلسوف  جهان بالا بردند! اما آن تورکان پیش بینی ما را باور نداشتند که می گفتیم دیوانه نه دوست می شناسد نه دشمن. تا اینکه این فیلسوف قلابی شروع کرد به بیان آیات شیطانی و ناریانی خود در مورد : انکار قوم ترک و اینکه تورکها عامل و ابزار دست یهودیان بوده اند نه تمدنی داشته اند و نه زبانی . و هرچه بنام تورک وجود دارد ساخته و پرداخته یهودیان است.(نگاه کنید به  انکارمغولان در هند)
وجود دوگانگی و تناقض در نوشته ها و آثار او البته عجیب نیست بلکه  در جای جای آن به چشم می خورد چنانکه وی دو هزار سال از تاریخ ایران را(بعد از پوریم) جعل دانشگاههای آمریکا، انگلیس ، فرانسه و آلمان ( !!) خوانده و وجود سلسله هایی مانند" اشکانی" و" ساسانی" را انکار می کند با این وصف در جای دیگرمی گوید:« «توطئه مشترک یهود و کلیسا و زمین‌داران عرب حریص خراسان و 'بقایای ساسانیان' باعث فروپاشی بنی امیه شده است » [9]
که معلوم نیست بقایای سلسله ای که به زعم ایشان هرگز وجود نداشته چگونه موجبات فروپاشی" بنی امیه" را فراهم ساخته؟

"بناکننده" در مقام "ویراستار" و طی مطلبی دو صفحه ای( تحت لوای مقدمه ی ویراستار!) بر کتاب "از زبان داریوش" نوشته ی پروفسور "هاید ماری کخ " ،که بازخوانی لوحه های گلی مکشوفه  از "تخت جمشید"است و در انتشارات خود به چاپ رسانده (!) چنین می نویسد:«به ایران بیاندیشیم، که سه هزاره است تا به همت فرزندان نخبه ی خویش به جهان سربلند ایستاده است  […]کتاب حاضر گواهی می دهد که ایران از نخستین اعلام حضور خود در تاریخ تمدن بشری، پیوسته مبشر راستی بوده، برابری، آزادی و عدالت را ندا داده است. به راستی بر این فراز از این کتاب، […] نمی توان چیزی افزود که احساس غرور ایرانی بودن را در خواننده بیشتر دامن زند. […]که قدرت مدیریت و سازمان دهی بنیان یک امپراطوری و نیز روابط ملی، به کمک خرد جمعی چنان مستحکم شد، که هنوز ایرانیان به جهان با همان ویژگی های دیرین و نخستین خود، یعنی پندار و کردار و گفتارنیک شناخته می شوند […]»[10]
اما در جای دیگر مدعی می شود این لوحه ها فاقد قابلیت بازخوانی است و می گوید :«(این کتیبه ها) هیچ ربطی به هخامنشیان ندارد» [11] نیز همان امپراطوری را که پیشتر قدرت سازماندهی اش را ستوده و حاصل خرد جمعی دانسته جعل"یهود "می خواند(!) و اساسا منکر "موجودیت" آن می شود : «شما اصلا نمی توانید در تاریخ امپراطوری هخامنشیان معرفی کنید »[12]  و همینطور «هرگز امپراطوری به نام هخامنشیان در منطقه ی ما (خاور میانه)شکل نگرفته» [13]
 "نورالدین کیانوری " دبیر کل حزب "توده" ی ایران در بخشی  از کتاب خاطرات خود اینگونه به شرح تماسهایش با "پورپیرار" می پردازد:
«ناصر بناکننده، که پورپیرار امضا می کرد، پس از اخراجش از حزب در سال 1358 به علت خوردن پول حزب و کلاهبرداری از شرکایش در انتشارات نیل و بالاکشیدن حق التألیف آقای محمود اعتمادزاده (به آذین)، با نام مستعار ناریا به انتشار جزوه‏هایی علیه حزب و بدگویی به شخص من، که دستور اخراج او را داده بودم پرداخت. آشنایی من با بناکننده در آلمان صورت گرفت. او، حدود یک سال پیش از پیروزی انقلاب به برلین غربی آمد و به یاد ندارم به وسیله چه فردی تقاضای دیدار با ما را کرد. او در این دیدار ادعا کرد که با هوشنگ تیزابی همکاری داشته و وسایل چاپی را که هوشنگ با آن اولین جزوه‏های به سوی حزب را منتشر کرده در اختیار هوشنگ گذاشته است. خود او حروفچین چاپخانه بود و بعداً با شراکت دو نفر دیگر یک بنگاه انتشاراتی تأسیس کرده و با کلاهبرداری از همه ثروت قابل ملاحظه‏ای اندوخته بود. او در این دیدار ادعا کرد که نقشه‏ای برای ترور شاه دارد. او این نقشه را چنین شرح داد که خیال دارد زمینی در جاده نیاوران - که شاه معمولاً از آنجا با اتومبیل به کاخ ییلاقی‏اش می‏رود - خریداری کند و از آن زمین نقبی تا وسط خیابان حفر کند و در آنجا بمب نیرومندی کار بگذارد و هنگام عبور اتومبیل شاه از آن نقطه بمب را منفجر کند. او نظر مرا درباره این طرح خواست. اولین نتیجه‏ گیری من درباره او این بود که یا دیوانه است و یا پرووکاتور. غیرعملی بودن این طرح را توضیح دادم و گفتم که به جای این نقشه‏های غیرعملی بهتر است که با امکاناتش به تکثیر نشریات حزب در ایران بپردازد. به این ترتیب اولین دیدار و آشنایی ما به پایان رسید.
پس از بازگشت به ایران و آغاز فعالیت حزب، بناکننده به دفتر حزب آمد و حاضر شد چاپ روزنامه مردم را در برابر پرداخت هزینه آن عهده ‏دار شود. این کار به او محول شد. پس از چندی شعبه انتشارات حزب، که مسئول آن محمد پورهرمزان بود، به من گزارش داد که با تحقیق روشن شده که صورت هزینه چاپ روزنامه و کتب، که بناکننده ارائه می‏دهد، بسیار بیش از نرخ عادی است. به همین علت پورهرمزان خواست که از دادن انتشارات حزب به او خودداری کنم. من موافقت کردم. این تصمیم، بناکننده را سخت عصبانی کرد و من اطلاع یافتم که او به اتاق پورهرمزان - در دفتر حزب - رفته و به شکل توهین آمیزی با او صحبت می‏ کند. من از اتاق خود در طبقه بالا به اتاق پورهرمزان در طبقه پایین رفتم و شاهد برخورد اوباشانه او شدم. بلافاصله مأمورین انتظامات حزب را خواستم و گفتم که او را از دفتر حزب بیرون کنند و دیگر راه ندهند. علیرغم این مسئله و علیرغم انتشار جزوات توسط او علیه حزب، آقای طبری به روابط «دوستانه» و «رفیقانه» خود با این فرد فاسد ادامه داد و با او مکاتباتی داشت که بعدا توسط بناکننده مورد سوءاستفاده قرار گرفت. ناصر بناکننده پس از مدتی به علت ارتباط با مأمورین سیاسی بلغارستان توسط جمهوری اسلامی دستگیر و به زندان اوین فرستاده شد. او در دادگاه انقلاب ادعا کرده بود که همیشه مخالف حزب بوده است! نمی‏دانم به چه مدت محکوم و کی آزاد شد»[14]




(با سپاس از دکتر "ترکی" برای تهیه ی مستندات ارزشمندشان ثبت در خردنامه ی "همشهری " شماره ی پنجم  به سال 1385) 


[1]    نشر کارنگ، (بازدید شده در اکتبر 2008) +
[2]    کیانوری ،نورالدین (1371) خاطرات نورالدین کیانوری ، تهران: انتشارات اطلاعات  . ص 517
[3]    
[8]    پورپیرار ،ناصر (1380)  پلی بر گذشته،بخش نخست ،تهران: نشر کارنگ . ص 74

[9]    پورپیرار ،ناصر  ؛ برآمدن اسلام ،بخش دوم ،تهران: نشر کارنگ . ص 269 
[10]    کخ ،هاید ماری (1376) از زبان داریوش ، تهران: نشر کارنگ . مقدمه ی ویراستار
[11]   پورپیرار ،ناصر  ؛ فیلم "تختگاه هیچکس"، دقیقه ی   14
[12]  
   پورپیرار ،ناصر  ؛ فیلم "تختگاه هیچکس"، دقیقه ی   20
[14]    کیانوری ،نورالدین (1371) خاطرات "نورالدین کیانوری" ، تهران: انتشارات اطلاعات  . ص 516، 517، 528



  خاطرات نورالدین کیانوری





















  بخشی از فیلم تبلیغاتی پورپیراربا عنوان "تختگاه هیچکس"



000

00

Thursday, 17 May 2012

شکست فرنگیه پرتکالیه وتادیب ایشان و فتح قندهار.




نقشه ای تاریخی و فارسی و ارزنده و با نشان همیشه تاریخی دریای فارس و خوزستان و متعلق به سده نهم میلادی و سده پنجم هجری....نقشه‌ای که توسط استخری جغرافیدان ایرانی در قرن ۹ میلادی در کتاب الاقالیم رسم شده است، و در آن نام «دریای فارس» (بحر فارس) برای خلیج فارس بکار رفته است.
اصل نقشه را می توان در کتابخانه ملی دانشکده ادبیات استانبول یافت و به راستی استانبول یکی از کانون های ارزشمندی است که در کتابخانه های دانشگاهی و تاریخی اش صد ها نقشه تاریخی می توان یافت که نشانگر دیر پایی نام های تاریخی آذربایجان و اران و شروان و خوزستان و البته خلیج همیشه فارس هستند...
اینک صاحبان فضل و خرد و پژوهشگران را به مدد هزاران نقشه و کتاب و سند تاریخی-جغرافیایی شکی نیست که نام علمی و درست این خلیج ...نامهای فارس...عجم...و ایران بوده است..البته در متون عثمانی گاهی خور نزدیک کویت و بصره ،خلیج بصره نیز نامیده می شده است..اما از بخش اصلی خلیج ،همواره با نام خلیج العجم یاد شده است...اگرچه مشاهده صدها نقشه بازمانده از بریتانیایی ها و اسپانیایی ها و روسها و عثمانی ها و هلندی ها ..نشان از نام تاریخی آ ن دارد..اما شکی نیست که بررسی نقشه های بازمانده از دولت های عربی که اینک ناجوانمردانه و با پیش گرفتن سیاست تزویر و دروغ سعی دارند افتاب نام درخشان خلیج همیشه ایرانی فارس را کتمان کنند .
سپاه ایران بر اثر شکایت های ایرانیان گمبرون قصد تنبیه پرتگالی ها در خلیج فارس کرد و نه تنها جزیره هرمز را آزاد ساخت بلکه پرتغالی ها را تا مومباسا در کنیا مجبور به عقب نشینی کرد و این مقدمه ای شد برای شکستهای پی در پی پرتغال در شرق آفریقا. ایران تا سال 1820 پرچمدار تمام خلیج فارس و دریای عمان و بحر فارس شد. کتاب تاریخ عالم آرای عباسی و خامه اسکندربیگ ترکمان،در صفحه 979 این کتاب چنین نگاشته شده است
...در 10 اردی بهشت ماه 1031 هجری-1622 میلادی ...سپاه ایرانی به فرماندهی فرماندار فارس امام قلی خان توانستند پس از یک نبرد سنگین دوماهه ،پرتقالیان را شکست دهند و انها را از جزیره هرمز و شهر بندر عباس کنونی و جرون و یا گمبرون آ ن زمان بیرون کنند و چیرگی کامل ایران را بر کرانه های خلیج همیشه فارس مستقر سازند...اسناد تاریخی نشان می دهند که پرتقالی ها در ان زمان بزرگترین قدرت دریایی گیتی بودند و کرانه ای گسترده از کویت کنونی تا سواحل شرق هند و چین را در ید خود داشتند و حتی ماکائو تا سال 1990 در اختیار آنها بود...اما با بر تخت نشستن شاه عباس بزرگ در سال 996 هجری ایرانیان نخست ازبکان و ترکان عثمانی را منوکب کردند و پس از آزادی ماورائ النهر و فرارودان و عراق و اذربایجان و اران و شروان و گرجستان و ارمنستان شرقی از چیرگی ازبکان و ترکان عثمانی ،ایران ان روز گار که به مدد جهانداری شاه عباس بزرگ به بزرگترین قدرت خاور زمین بدل شده بود بر آن شد تا چیرگی کامل ایران را بر کرانه های شمالی و جنوبی خلیج فارس که به مدت 100 از دست رفته بود و غالبا پرتقالیها و اسپانیایی ها و هلندی ها بر ان چیرگی داشتند بازگرداند...و این گونه بود که سیاست جنوبی ایران فعال شد و به حکم و نظارت شاه عباس بزرگ و با فرماندهی امام قلی خان ،سپاهی بزرگ از سراسر ایران ان روزگار به جنوب ایران روانه شد و توانست پس از دو ماه پیکار سهمگین و فتج هرمز و بندر جرون ،گستره ایران را به زمان ساسانی برساند...و جالب است بدانید که در رزم ایرانیان با پرتقالی ها ،نیروی انگلیسی حاضر در خلیج فارس به مثابه زیر دست سپاه امام قلی خان عمل کرد و چون چیرگی ایران کامل شد ،امام قلی خان با زیرکی تمام مانع شد تا قلعه هرمز را انگلیسی ها اداره کنند و جایگزین پرتقالی ها شوند..بدین گونه بود که به یاد این فتح ،بندر جرون و یا گمبرون ،به بندر عباسی تغییر نام یافت و تا یکصد سال به بزرگترین بندر تجاری سواحل خلیج فارس بدل شد...و شرح پیروزی درخشان سپاه ایران زمین به فرماندهی دلاوری به نام امام قلی خان در سال 1031 ،از زبان معتبرترین کتاب تاریخی بازمانده از آن زمان ،

تاریخ عالم آرای عباسی و خامه اسکندربیگ ترکمان ،بسی خواندنی است و موجب فخر و غرور باشندگان ملت ایران که توانستند کاری را به سامان برسانند که چینی ها و هندی ها تا 300 سال نتوانستند آن را انجام دهند...در صفحه 979 این کتاب چنین نگاشته شده است.....از فتوحات که درین سنه مبارکه مطابق احدی و ثلثین و الف به نیروی اقبال قرین حال اولیا دولت بیزوال گردید فتح و تسخیر بلده هرموز است که بسعی امامقلیخان امیر الامرا فارس بوقوع پیوست...در سال گذشته اشعاری شد که بنابر ظهور بی ادبی های فرنگیه پرتکالیه مقیم انجا ...امیر الامرا مذکور لشکر بتادیب ایشان فرستده خود نیز متعاقب رفت...در این وقت که فرنگیه پای از دایره ادب بیرون نهاده به اموری که بتحریر پیوست اقدام نمودند... جماعت انگلیسی را اخبار نموده ایشان نیز بر حسب وعده آماده خدمت شدند..القصه خان شجاعت شعار با جنود قاهره فارس متوجه آن صوب گشته خود در بندر گمبرو که الیوم به بندر عباسی موسوم است اقامت کردند و افواج قاهره از دریا با کشتی ها و سفاین عبور نموده داخل جزیره هرمز شدند...القصه بعد از دو ماه و چند روز امتداد ایام محاصره و جنگ و جدال به نیروی دولت و اقبال که همواره قرین حال این دودمان والاست قلعه رفیع بنیان هرموز که در متانت و حصانت شهره جهان و از کارنامه های نادره فرنگیان است ،مسخر اولیای دولت ابد پیوند گردیده ،...چون خبر فتح هرموز رسید ، جناب خانی مورد تحسین و آفرین شاه و سپاه گردید و آن خبر بهجت اثر بر مبارزان قلعه گشای رکاب همایون مبارک و میمون امده در همان روز قلعه قندهار نیز بتوفیق کردگار مفتوح گشت..از هر طرف که چشم گشایی نشان فتح...وز هر طرف که گوش نهی مژده ظفر.........

یادمان چیرگی سپاه ایرانزمین برکرانه های خلیج همیشه فارس خجسته باد و نام و یاد امام قلی خان مانا باد
علی عجمی اذرابادگانی ایراندوست -اردی بهشت1391

Friday, 11 May 2012



 افغانستان و تاجیکستان ، زبان رسمی است اما دایره گویش آن فراتر از مرزهای سه کشور ایران - افغانستان - تاجیکستان و ازبکستان است  ، پاکستان چیزی نزدیک 175 میلیون نفر جمعیت دارد و ششمین کشور پر جمعیت جهان است و هم اینکه زبان و خط آنها تا حدود زیادی به فارسی نزدیک است ( زبان رسمی کنونی پاکستان که اردو می باشد اسلامی‌شده زبان هندی است و بسیار تحت تأثیر فارسی است و واژه‌های فارسی بسیاری دارد. به طوری که تمامی کلمات سرود ملی پاکستان به جز یک حرف اضافه از کلمات مشترک با زبان فارسی تشکیل شده‌است ) .و هم علاقه مردمان پاکستان از دیرباز تا امروز به فرهنگ و زبان فارسی فوق العاده بوده است ، بهترین شاهد ما اقبال لاهوری است که خود نماد یک فرهنگ و طرز تفکر در پاکستان است ، و علاوه بر اینها در گذشته ای نه چندان دور ، زبان فارسی در مدارس پاکستان تا کلاس هشتم تدریس می شده است ، که پس از انقلاب 1357 ایران این امر تعطیل شد چرا که ژنرال ضیاء الحقِ کودتاگر ، از گسترش انقلاب اسلامی به پاکستان دل نگران بود ( حال آنکه خطر اصلی برای پاکستان نه انقلاب ایران بلکه تفکرات طالبان بوده و هست ) به هر روی اینک که اوضاع عوض شده و در پاکستان دولت مردمی به رهبری یک ایرانی تبار به نام یوسف رضا گیلانی ، که از تبار شیخ زاهد گیلانی است ، بر سرکار است شاید بتوان تدریس زبان فارسی را در مدارس پاکستان از سر گرفت و آن را به عنوان زبان دوم پاکستان ، یعنی پس از اردو ، نهادینه کرد و رسمیت بخشید. کار دیگری که برای گسترش زبان فارسی می توان کرد تاسیس سایتهای اینترنتی و از آن مهمتر شبکه های تلوزیونی اردوزبان با زیر نویس فارسی می باشد. ( جا دارد شبکه آی فیلم ایران علاوه بر فارسی و عربی به اردو نیز فیلم و سریال با زیر نویس فارسی پخش کند ).  
از دیگر کشورهایی که می توان به رسمیت بخشیدن زبان فارسی در آن امید بست ، ازبکستان است . زبان رسمی این کشور ازبکی است و اکثر نسبی مردم این کشور نیز ازبک هستند اما به دلیل وجود کانون های اصلی زبان فارسی مانند بخارا ، سمرقند ، فرغانه و ... ، هنوز زبان فارسی در این دیار زنده است. ا همچنان حدود 30 درصد از جمعیت 25 میلیونی این کشور ، فارسی زبان هستند.  
دیگر جایی که می باید بدان توجه کرد و به ترویج زبان فارسی در آن پرداخت ، عراق است .
می دانیم که تا پیش از روی کارآمدن صدام و جنگ ایران و عراق ، صدها هزار آریایی و فارسی زبان در شهرهای عراق به ویژه شهرهای مقدس آن زندگی می کردند و عملا زبان فارسی از زبانهای رسمی آن کشور محسوب می شد ولی با روی کار آمدن صدام و اخراج صدها هزار آریایی ، زبان فارسی جایگاه خود را در عراق از دست داد . اکنون با تغییر اوضاع و ورود پرشمار زایران ایرانی به این کشور ، امکان احیای مجدد زبان فارسی وجود دارد و می توان دست به کارهای مهمی یازید ؛ مثلا به بازسازی حوزه های علمیه کهن این دیار و ایجاد تاسیسات زیربنایی پرداخت و با این کار ، امکان مهاجرت مجدد طلاب و علمای ایرانی و افغانی به نجف و کربلا را مهیا کرد و یا تدریس زبان فارسی را در مدارس این کشور آغاز کرد ، البته برای اینکار امتیازاتی باید داد که آن می تواند بخشش بخشی از غرامت جنگی که طبق نظر شورای امنیت ، عراق باید به ایران بپردازد از جانب ایران باشد. به هر حال باید کوشید از همه امکانات برای نهادن زبان فارسی به عنوان سومین زبان رسمی این کشور ، یعنی پس از عربی و کردی ، بهره برد.

در کشورهای حاشیه خلیج فارس هم به دلیل حضور وسیع ایرانیان اسباب بسط وسیع تر زبان فارسی در دسترس است . از میان این کشورها بحرین و امارات متحده عربی وضع بهتری دارند .

در هر حال هر چقدر ارتباطات این کشورها به هر طریقی افزون شود طبیعتا به نزدیکی بیشتر این کشورها به هم منجر می شود. البته جا دارد با دعوت سران این کشورها ، به ویژه پاکستان و ازبکستان ، به جشن نوروز و تلاش برای ایجاد اتحادیه منطقه ای به نام " اتحادیه نوروز " به گسترش زبان فارسی در منطقه کمک کرد.

جا دارد مجددا بر این نکته تاکید کنیم که در میان کشورهایی که نام برده شد پاکستان به دلیل جمعیت بسیار زیادی که دارد اهمیت دوچندانی دارد و جا دارد توجه زیادی بدآن کرد .

در پایان ذکر مطلبی مهم است و آن اینکه افغانستان و تاجیکستان نیز باید به گسترش زبان و خط فارسی توجه بیشتری نمایند چرا که به نظر می رسد یکی از راههای پیشرفت و سعادت آنان ، توجه و استفاده از زبان فارسی و خط فارسی است ؛ دلیل ما هم بر این مدعا این است که افغانستان و تاجیکستان برای توسعه علم در کشورشان باید از کتابهای فرنگی بهره گیرند و در این شکی نیست و به این منظور یا باید همه دانشجویان آنها زبان های فرنگی بیاموزند که این کاری واقعا سخت است و حتی اگر هم میسر شود از آنجا که موجب بومی شدن علم نمی شود پر فایده نیست زیرا یک کشور برای پیشرفت خود باید علم بومی و به زبان خود داشته باشد . راه دوم ترجمه کتب فرنگی به زبان خودشان است و اینکار برای تاجیکستان و افغانستان بسیار پرهزینه و البته زمان بر خواهد بود ، بنابراین شاید بهترین کار این باشد که این دو کشور از صدها هزار کتابی که در رشته های گوناگون طی دهها سال توسط صدها مترجم ایرانی به فارسی ترجمه شده استفاده کنند. ) در هر حال آرزو مندیم با همت همه دوستداران زبان فارسی ، در آینده ای نه چندان دور زبان فارسی علاوه بر داشتن این افتخارها که دومین زبان جهان اسلام و تمدن تاریخی اسلام و ایران است و جزو چهار زبان کلاسیک جهان نیز  شمرده می شود ،






دهلی نو - این روزها یكصدو پنجاهمین سالگرد 'رابیندرانات تاگور' شاعر و ادیب و فیلسوف پر آوازه شبه قاره هند و برنده نوبل ادبی است كه شهرت وی از خلیج بنگال تا خلیج فارس به لحاظ مبارزه با استعمار و علاقه شدید به ایران و زبان و ادبیات فارسی درگوش مردمان پیچیده است .

1391/02/22 - 09:04
به گزارش ایرنا تاگور، شاعر، نویسنده، نقاش، موسیقی دان و فیلسوف برتر و نابغه چند وجهی است كه خلاقیت او فرم بیان هر هنری بود و نگرانی های او موضوعات جهانی و جهانشمول تا مشكلات و مسائل محلی و منطقه ای و دینی و دنیوی بود.
وی از طریق شعر و نوشتار و موسیقی تا سفر به نقاط دور و نزدیك جهان دیدگاه خود را در مورد جهانی بودن ارزش های انسانی نشان داد .
امسال دهها برنامه آیین و سمینار دركشور های هند و بنگلادش برای گرامیداشت این شاعر و فیلسوف هندی باحضور مقامات كشوری و سیاستمداران، پژوهشگران، استادان، رهبران دینی، شخصیت های فرهنگی، شخصیت های برجسته و دیپلماتها برگزار شد .
معاون رئیس جمهوری هند می گوید: تاگور در سفر به ایران طی سخنانی گفت:' هویت انسانی و هویت ملی كه در ذات انسان نهفته است نباید مانع از احترام به دیگر فرهنگ ها شود آسیا دارای تمدن و فرهنگ غنی است و هر ملتی بر اساس فرهنگ ، مذهب و آیین خود راه رهایی خود از عقب ماندگی و استعمار را بازخواهد یافت.'
'حامد انصاری' افزود:امروز آسیا جایگاه خود را باز می یابد با همان روشی كه تاگور آموزش داد.او مبارزه مسالمت آمیز را به رهبرانی چون گاندی آموخت.
تاگور پس از سفر به ایران هنگامی كه گاندی دست به روزه برای پذیرش خواسته‌های هندیان از سوی بریتانیا زد تاگور به دیدار او شتافت و پس از بیست و شش روز بریتانیا مجبور شد درخواست های او را بپذیرد وی در حالی كه نیمه جان سر بر بالین تاگور حضور یافت،روزه خود را گشود.
تاگور از سردمداران دیرین و مدافعان سرسخت استقلال هندوستان نیز به شمار می آید و اولین نویسنده آسیایی است كه در سال 1913 موفق به دریافت جایزه نوبل ادبی شد و دو سال بعد نشان شوالیه به او اهدا شد.
تاگور این نشان افتخار را سال 1919 در اعتراض به كشتار وحشیانه مردم بی گناه 'آمریتسار' كه طی آن بیش از 400 هندی معترض به دست ارتش بریتانیا به خاك و خون كشیده شدند، به دولت انگلستان پس داد و به نایب‌ السلطنه انگلیس در هند نوشت: 'آنچه روزی مایه سرافرازی است روزی هم فرارسد كه مایه ننگ گردد'.
اندیشه او بر 'گاندی' و بسیاری از بنیانگذاران هند مستقل تاثیر فراوان گذاشت و شخصا الهام بخش بسیاری از انقلابیون بود اما شهرت او در غرب به عنوان یك استقلال طلب مانع از آن شد تا رهبران غربی نقش او در جریان اصلاح طلبی و نقد استعماری را ببینند.
'محمد عجم' محقق وپژوهشگر برجسته ایرانی درباره وی درمقاله ای درفصل نامه قند پارسی منتشرشده در هند می نویسد : رابیندرانات تاگور (زاده 7 مه1861، درگذشته 7 اوت1941) شاعر، فیلسوف، موسیقیدان و چهره‌پرداز اهل بنگال هند بود نام ‌آوریش بیشتر از برای شاعری اوست.
وی نخستین فرد از قاره آسیا است كه برنده جایزه نوبل شده است و پدرش دبندرانات (مهاریشی) فردی ادیب بود و اشعار فارسی مخصوصا حافظ را بخوبی از بر بود و مادرش سارادادیوی نام داشت و به تاگور لقب گوردیو (Gurdev) به معنای پیشوا داده‌اند و وی از سردمداران دیرین و مدافعان سرسخت استقلال هندوستان به‌شمار می‌آید.
عجم در این مقاله ای می نویسد 'رابیندرانات تاگور' بزرگترین شاعر ایالت بنگال است، او بخش عمده عمر خود را در سواحل خلیج بنگال در كلكته گذراند كه به دو زبان هندی و بنگالی شعر می‌سرود و اشعار خود را به انگلیسی نیز ترجمه می‌كرد. هم سرود ملی هند و هم سرود ملی بنگلادش از تصنیفات تاگور است.
او از كودكی اشعاری نغز می‌سرود و در زبان شبه قاره انقلابی ادبی پدید آورد. به ویژه اشعار موسوم به گیتانجالی معروفیت فراوان دارد و به زبان‌های بسیاری ترجمه شده‌است. تاگور با این اشعار در سال 1913 جایزه نوبل را در ادبیات دریافت كرد. او علاوه بر سرودن شعر، داستان و نمایشنامه می‌نوشت، و گاه تأملات خیال‌انگیز و عرفانی خود را روی بوم نقاشی می‌آورد.
دكتر 'محمد عجم' عضو هیات علمی دانشگاه و پژوهشگر ایرانی در خصوص علاقه تاگور به ایران و زبان فارسی در گفت وگو با ایرنا گفت: او به ایران و زبان فارسی علاقه فراوان داشت و به رغم كهولت سن و سختی سفر در آن زمان دوبار به ایران سفر كرد.
وی گفت:سفر اول او در اردیبهشت 1311 و دیگر باردرسال 1313 انجام شد سفر تاگور و دیدارش با نویسندگان و شاعران ایران در بوشهر – شیراز و تهران و اصفهان باعث تبادل فرهنگی و ادبی گسترده ای میان نویسندگان و شاعران ایران و هند شدكه سالها ادامه داشت و ملك الشعرای بهار اشعاری در وصف او سرود و تاگور از دولت ایران خواست كه استادی را برای تدریس به دانشگاه خود'ویسوبهارتی' به هند بفرستد و استاد'پورداود' به این منظور به هند اعزام شد.
این پژوهشگر سرشناس ایرانی می گوید: تاگور به چندین دلیل احساس می‏كرد كه باید دعوت دولت ایران را بپذیرد بعلت اینكه زبان و ادبیات فارسی،كه نخست مسلمانان و سپس گوركانیان در هند رواج دادند، بخشی از میراث ادبی بنگال بود و شمار زیادی از كلمات بنگالی،حدود سه هزار واژه ریشهء فارسی داشت .
'موهون روی'،پدر معنوی تاگور،و بزرگان دیگر هند در آن روزگار فارسی را روان صحبت می‏كردند و با آنكه تاگور خود فارسی نمی‏دانست، با افسانه‏ها و شاعران ایرانی،خاصه حافظ، هم از طریق ترجمه و هم از راه متون اصلی آشنایی داشت.
عجم ادامه داد : 'دبندرانات‏' پدر او فارسی می‏دانست و حافظ را برای تاگور نوجوان می‏خواند و تاگور، بی‏تردید،به فضای زندگانی كویری گرایش داشت و شعرهای اولیه‏اش كه در كسوت' بدوی چادرنشین' ظاهر می‏شد و اشارات بعدی او به این موضوع،شیفتگی‏اش نسبت به هزار و یك‏ شب، و ترجمه‏ای كه در 1932 از شعر سرزمین بایر تی.اس.الیوت كرد،جملگی گواه این‏ ادعاست.
تاگور در فرصتی كه پیش آمد و با هواپیمای پستی هلندی كه قرار بود به ایران برود از كلكته به الله آباد، از آنجا به جادپور و كراچی، و سپس به بندر جاسك پرواز كرد، و سرانجام در بندر بوشهر فرود آمد.
عجم گفت : خاطره ورود تاگور به مدرسه سعادت در جراید آن روز تهران منعكس گردید و روزنامه فارسی زبان «حبل المتین» چاپ كلكته هندوستان نیز اخبار مفصلی در این باره به چاپ رساند و این خبر مهم مدتها بر سر زبان‌ها و نقل محافل و مجالس بود.
تاگور قریب دو روز در بوشهر ماند و با ماشین عازم شیراز شد و جاده تماما خاكی و مال رو بود و هنوز تسطیح نشده بود و از طرف انجمن ادبی ایران استاد ملك‌الشعراء بهار درقالب هیاتی از تهران برای استقبال از تاگور به شیراز رفت
مترجم ایرانی عبدالحسین سپنتا این هیات را همراهی می كرد و سپس مكانهای تاریخی و مذهبی و باستانی شیراز را بازدید و سپس به اصفهان و بعد به تهران رفت .
تاگور در سفر به ایران اظهار داشت : من ایرانی هستم و نیاكانم از این سرزمین به هندوستان مهاجرت كردند.'
دكتر عجم گفت:تاگور در ایام اقامتش در ایران دو سخنرانی ایراد كرد؛ یكی در تالار مسعودیه و یكی در انجمن ادبی ایران. تاگور در دو خطابه‌اش چند بار گفت 'من ایرانی هستم و نیاكانم از این سرزمین به هندوستان مهاجرت كردند و مسرورم كه به وطن اجداد خود آمده‌ام و علت این همه محبت به من همین یگانگی نژادی و فرهنگی است و سبب مسافرت من با وجود كهولت و ضعف مزاج و مشكلات سفر همین یك دلی و عواطفی است كه من به ایران دارم نه دیگر.درسفر به ایران همچنین جشن‏ هفتادمین سال تولد او در تهران برگزار شد.
پژوهشگر ایرانی می گوید: پورداوود كه درآن زمان به عنوان استاد اعزام شده بود نوشته است كه تاگور در طی صحبت چندین بار به من گفت گمان می‏كنم كه در تهران كسی مرا نشناسد، زیرا چیزی از من به فارسی برگردانیده نشده كه مرا بشناساند چون این سخن را دو سه بار از او شنیدم گفتم این كار را من در اینجا با همراهی یكی از استادان انجام می‏دهم.
عجم به نقل ازنوشته پورداوود ادامه داد:با یكی از استادان‏ آنجا بنام ضیاء الدین كه از فارسی هم بهره‏ای داشت صد بند از اشعار تاگور را از بنگالی به فارسی‏ گردانیدیم‏ وتاگور بسیاری از اشعار خود را از بنگالی به انگلیسی درآورد و آن انگلیسی را آنچنان‏ كه دلش خواست نوشت و از این ترجمه كه بگذریم ترجمه‏های دیگر اشعار او به هر زبانی كه بوده‏ باشد بیشترش از روی ترجمه انگلیسی وی انجام گرفته است .
محمد عجم می گوید سفر دوم تاگور در سال 1313 برای ادای احترام به فردوسی و شركت در مراسم رونمایی آرامگاه توس بودو تاگور هنگامی كه در آرامگاه فردوسی بود و به این حماسه سرای بزرگ ایرانی ادای احترام می كرد 73 سال از عمرش می گذشت .
به هرحال این شاعر و فیلسوف پر آوازه هندی درطول حیات و زندگانی خود علاوه برمبارزات ضداستعماری با انگلیس یاد ایران و زبان و ادب فارسی و اصالت ایرانی اجدادش را در خاطره ها باقی گذاشت و به آن افتخار می كرد

شعر فارسي بوسيله "محمود غزنوي" وارد هند شد و در زمان کورگانیان  گسترش يافت. 
سپس با مخلوط شدن زبان‌هاي محلي، سبكي به نام "سبك هندي" بوجود آمد كه اين سبك و چهره جديد زبان فارسي در ايران نيز از مقبوليت خاصي برخوردار شد و شاعراني همچون "صائب تبريزي"، "بيدل"، "امير خسرو" به سبك هندي شعر مي‌سرودند. 
به گزارش ايرنا از بمبئي، خانه فرهنگ جمهوري اسلامي ايران در بمبئي اين هفته با همكاري موسسه "تحقيقات اردو انجمن اسلام" سمينار سه روزه‌اي با عنوان "تاثير روابط ادبي و زبان شناسي زبان فارسي بر زبان‌هاي هند" با حضور شخصيت‌هاي فرهنگي و علمي از سراسر هند برگزار كرد. 
 تاثير زبان فارسي بر ديگر زبان‌هاي هند را نمي‌توان جداي از تاثير از فرهنگ ايران باستان و فرهنگ غني اسلامي دانست. 
دكتر "عبدالرحمن مومن" رئيس پيشين بخش جامعه شناسي دانشگاه بمبئي نيز معتقد است كه زندگي امروزه برپايه اينترنت و ماهواره است و مطالب فرهنگي ملت‌ها توسط اين رسانه‌ها به آگاهي مردم مي‌رسد. 
وي اضافه كرد، زبان فارسي تاثيرش بر زبان‌هاي هندي آشكار است، در كتاب "رام چريترمانس" كه به زبان "سانسكريت" نوشته شده است، تعداد زيادي از كلمات فارسي و عربي در آن موجود است. 
زبان فارسي در هند مختص به مسلمانان نبوده بلكه بصورت گسترده در "بنگال"، "تاميل نادو" و در تمام نقاط هند به كار مي‌رود. 
‪ ۹۰‬ترجمه كتاب "رامايان" به فارسي بصورت نسخ خطي در كتابخانه‌هاي هند وجود دارد. 
"رابيندرنات تاگور" نقل مي‌كند كه پدرم روز را با غزل‌هاي حافظ شروع مي‌كرد و در موقع مرگش به من گفت كه غزل "الا يا ايها الساقي" حافظ را برايم بخوان، وقتي كه غزل تمام شد، پدرم فوت كرد. 
دكتر "لاچ من خوبچنداني" پرفسور زبان شناسي و مدير مركز مطالعات ارتباطات شهر پونا در هند مي‌گويد، فارسي و زبان‌هاي هندي از يك ريشه هستند و زبان و ادب فارسي در مناطق مختلف هند حضور فعال داشته است. 
وي افزود: پيشتر تصور مي‌شد كه بعد از پيشرفت تفكر جهاني هفته‌اي دو زبان از صحنه گيتي محو مي‌شود اما من به مردم نويد مي‌دهم كه قرن بيست و يكم قرن زبان اردو و هندي است. 
در زمان حكومت جهانگير در هند، انگليسي‌ها توسط زبان فارسي توانستند تجارت خود را توسعه دهند و درخواست آنها براي گسترش تجارت به زبان فارسي بوده است. 
لاچ من خوبچنداني در سمينار تاثير زبان فارسي بر زبان اردو و زبان‌هاي هندي از عشق و علاقه خود به زبان فارسي سخن گفت و افزود: زبان فارسي نه فقط در روح و جان ما جريان دارد بلكه در تمام زندگي ما نيز در حركت است. 
دكتر "ظهير قاضي" دبير كل "انجمن اسلام" در خصوص جايگاه شعراي ايراني همچون رومي، حافظ، سعدي، و عمر خيام در ادبيات هند و جهان گفت: تاثير زبان فارسي در تمامي زبان‌هاي هندي بخصوص اردو، هندي و ماراتي آشكار است. 
وي همچنين در پايان سخنانش خبر از تشكيل بخش زبان فارسي در انجمن اسلام با مسووليت دكتر "دلوي" رئيس موسسه تحقيقات اردو انجمن اسلام داد و اشاره نمود كه كلاس زبان فارسي در انجمن اسلام تشكيل خواهد شد. 
دكتر سيد "مهدي نوريان" استاد دانشگاه اصفهان كه به عنوان مهمان ويژه در سمينار مذكور حضور داشت در مورد تاريخ زبان فارسي در هند سخن گفت و بيان داشت كه فرهنگ هند و ايران خيلي به يكديگر نزديك هستند.
وي افزود: "جواهر لعل نهرو" (رهبر فقيد هند) در كتاب "كشف هند" نوشته كه اگر در دنيا به دو فرهنگ غني و نزديك اشاره شود آن دو فرهنگ ايران و هند هستند كه بسيار نزديك به يكديگر هستند. 
"محمد شكراني" سركنسول جمهوري اسلامي ايران در شهر بمبئي سخنان خود را در سمينار "تاثير زبان فارسي بر زبان اردو و ديگر زبان‌هاي هند" با شعر معروف "اقبال لاهوري" شروع كرد و گفت: 
"چون چراغ لاله سوزم در خيابان شمااي جوانان عجم جان من و جان شما وي در خصوص روابط متقابل بين دو ملت ايران و هند در زمينه فرهنگ و ادب گفت: بدون شك زبان اردو يكي از علايم مهم و دلايل محكم و تشابه فرهنگي بين دو كشور هند و ايران است. 
شكراني افزود: نقش زبان اردو بين دو زبان "فارسي و اردو" خيلي مهم است. اين تشابهات بين فارسي و اردو و مشترك بودن لغات باعث شده كه اردو زبانان بتوانند فارسي را متوجه شوند و همين طور فارسي زبانان تا حدودي مي‌توانند اردو را متوجه شوند. 
وي گفت: روابط متقابل هزاران ساله بين شبه قاره هند و ايران نتيجه آن است كه جمع زيادي از شاعران به فارسي و اردو شعر مي‌گويند همچون اقبال لاهوري و "امير خسرو دهلوي". در نتيجه خيلي از لغات فارسي نه فقط در زبان اردو بلكه در زبان هندي موجود است كه نشان‌دهنده دوستي دراز مدت بين دو كشور است. 
شكراني ضمن تشكر از موسسه تحقيقات اردو انجمن اسلام و خانه فرهنگ ايران در بمبئي سخنان خود را با شعر ديگري از اقبال لاهوري خاتمه داد: 
نعره زد عشق كه خونين جگري پيدا شد حسن لرزيد كه صاحب نظري پيدا شد فطرت آشفت كه از خاك جهان مجبور خودگري، خودنگري، خود شكني پيدا شد به گزارش خبرنگار ايرنا از شهر بمبئي در ادامه اين سمينار سه روزه نشست قرائت مقالات درباره تاثير زبان فارسي بر زبان اردو و ديگر زبانه‌هاي هند، به رياست دكتر "اظهر دهلوي" از استادان زبان فارسي و با حضور ديگر استادان زبان فارسي همچون دكتر "احمد انصاري"و دكتر "شميم طارق"، خانم دكتر "نرگس جهان" و دكتر "چندر شيكر" برگزار گرديد. 
دومين و سومين نشست مقاله خواني نيز با حضور استادان دانشگاه‌هاي هند خانم دكتر"آذرميدخت صفوي"، پرفسور "قريشي"، پرفسور "قاسمي"، پرفسور"اختر حسين" پرفسور "تنويرالدين"، پرفسور "متلاني"، دكتر "خوب چنداني" و پرفسور "متلاني" از بخش سندي دانشگاه بمبئي برگزار شد. 
در اين نشست‌ها پرفسور "زبير قريشي"، پرفسور "فاطمه بيگم" و پرفسور "مظفر شهميري" از دانشگاه گجرات و دانشگاه حيدرآباد وپرفسور "زمان آزرده" از دانشگاه كشمير به ارايه مقاله پرداختند. 
دكتر "اظهر دهلوي" از دانشگاه دهلي، دكتر "شعيب اعظمي" از دانشگاه "جواهر لعل نهرو" دهلي نو، "احمد انصاري" استاد باز نشسته بخش فارسي دانشگاه بمبئي و پرفسور "كليددار" استاد زبان و ادب فارسي دانشگاه بيجاپور، طي سخناني ديدگاه‌هاي خود را در ارتباط با موضوع سمينار تشريح كردند. 







همانندی‌های فراوان میان زبان اوستا و سانسکریت هم نشانه دیگری از پیوند دیرینهٔ ایران و شبه قاره دارد. در دوران اشکانیان (۲۲۶ - ۲۴۹ ق.م) این روابط رو به گسترش نهاد تااینکه در زمان ساسانیان (۲۲۶ ق.م - ۶۵۲ م) با وجود ترجمهٔ کتاب‌های مهم هندی مانند «کلیله و دمنه» در عصر انوشیروان، پیوستگی‌های فرهنگی قوت گرفت.


Thursday, 10 May 2012

روز جهانی خلیج فارس را به همگان شاد باش می گوییم.بگویید روز جهانی خلیج فارس

روز جهانی  خلیج فارس  را به همگان  شاد باش می گوییم.بگویید روز جهانی خلیج فارس
پیشنهاد دهنده  اصلی ایده نام  گذاری  "روز  ملی خلیج  فارس  یا  به عبارت درست تر  روز جهانی خلیج فارس " این ایده را  از "روز  جهانی  قدس"  الهام گرفته بود و  وقتی در سال 1381 آنرا طرح نزد مسئولین طرح کرد  این پیشنهاد را نپذیرفتند بنا بر این   چون  این ایده خوشایند  بسیاری از افراد نبود   و عملی هم بنظر نمی رسید در نتیجه روز جهانی را رها کرد و روز " خلیج فارس"  را مطرح کرد بدون ذکر  پسوند "ملی " در دی ماه 1381 در همین وبلاک مقاله " چه باید کرد ؟ در جهت راهکارهای پاسداری از این میراث و هویت فرهنگی  بحث روز خلیج فارس مطرح شد. و  در آبان 1383 مورد استقبال وب سایتها و وبلاکها قرار گرفت.
اما بنظر ما روز خلیج فارس یک روز جهانی است زیرا ایرانیان و دوستداران ایران زمین در سراسر دنیا  این روز را گرامی می دارند. بنا بر این نامیدن آن به عنوان روز جانی خلیج فارس مبالغه گویی نیست و می تواند به همت ایرانیان سراسر دنیا  به روز جانی تبدیل شود. به امید آن روز 
خلیج فارس  در طول تاریخ مدّون خود از اهمیت ویژه‌ای در سیاست‌های بین‌المللی و منطقه‌ای برخوردار بوده و هست. از جمله ویژگی‌های قابل ذکر خلیج فارس، موقعیت خاص جغرافیایی آن می‌باشد. ارتباط این آبراه با اقیانوس هند و آب‌های آزاد، باعث شده تا منطقه از لحاظ تجاری و نظامی، به خلیج فارس وابسته شود. اولین مقالاتی که در رابطه با نام خلیج فارس وارد اینترنت نشد از کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ مکتوب و میراث فرهنگی  بود در سال 1381- که هنوز هم می توان انها را در وب سایت های متعدد دید: 
آشنایی بیشتر با جزایر خلیج همیشه فارس
خلیج فارس  حدود 30 جزیره مسکونی و غیر مسکونی ایرانی را در خود جای داده است. جزایر ایرانی خلیج فارس در نزدیکی سه استان خوزستان، بوشهر و هرمزگان قرار دارند که 28 عنوان از آنها به شرح زیر هستند:
الف- جزایر استان خوزستان:
1. جزیره مینو
این جزیره در گذشته نام "صلبوخ" داشته و بین آبادان و خرمشهر واقع شده و دو شاخه اروندرود آن را فرا می‌گیرد. مینوشهر، شهری کوچک است که در آن قرار گرفته است و دارای جمعیتی حدود 12 هزار نفر است و بیشتر کاربرد تفریحی برای مردم دو شهر آبادان و خرمشهر دارد. ۴۵درصد آنها به کشاورزی می‌پردازند ولی در کنار آن پرورش دام نیز در مینو جایگاه خاصی دارد.
در جزیره مینو پنج نهر جریان دارد که دو تای آن‌ها ‌از رودخانه جرف و سه تای دیگر از اروندرود منشعب می‌شود. جزیره مینو از معدود نقاطی از جهان است که در آن سیستم آبیاری بصورت طبیعی و با جزر و مد آب انجام می‌شود و نیازی به وسایل مکانیکی و تلمبه آب ندارد. نخل های بی شمار این جزیره اکوسیستم مناسبی برای زیست پرندگان مهاجر و همچنین نیزارهای انبوه و رازآلود آن پناهگاه حیوانات وحشی از جمله گراز است.
 2. جزیره خور موسی
"خور" محدوده نیمه بسته آب مرتبط با دریای آزاد است که در درون آن آب دریا به مقدار قابل توجهی توسط آب رودخانه یا آب شیرین رقیق می شود. خور موسی کانال طویل و عمیقی است که از خلیج فارس منشعب شده و به دلیل ویژگیهای خاص خود در منطقه از موقعیت ممتازی برخوردار است. این منطقه با اکوسیستمی منحصر به فرد، در ساحل شمالی خلیج فارس و جنوب استان خوزستان واقع است. پهنای دهانه آن ۳۷تا۴۰کیلومتر و طول آن از دهانه تا بندر امام خمینی ۹۰کیلومتر و تا بندر ماهشهر ۱۲۰کیلومتر است.
 خور موسی با متوسط عمق ۲۰تا ۵۰متر زیستگاه بسیاری از پرندگان نادر از جمله گیلانشاه خالدار و مکان تخم ریزی بسیاری از ماهیان خلیج فارس بخصوص میگو است. آلودگی ناشی از اکتشاف و استخراج نفت و تردد نفتکش ها، حوادث و سوانح مربوط به سکوهای نفتی، رفت و آمد کشتیها، منابع و صنایع مستقر در خشکی باعث شده اطراف این جزیره از آلوده‌ترین نقاط خلیج فارس به حساب بیاید.
 3. جزیره بونه
تلفظ قدیمی‌تر نام این جزیره غیر مسکونی استان خوزستان "بُنّه" است. جزیره بونه به همراه دو جزیره کوچک دیگر به نام‌های دارا و قبرناخدا در منتهی‌الیه شمال غربی خلیج فارس در دهانه خورموسی در استان خوزستان واقع شده‌ است. فاصله هوایی این جزیره از دو شهر هندیجان و بندرماه‌شهر تقریباً یکی است. از پرندگان این جزیره می‌توان به سلیم خرچنگ‌خور اشاره کرد. این جزیره محل تخمگذاری پرستوهای دریایی نیز هست.
 نادری کازرونی در کتاب جغرافیای بنادر خلیج فارس در مورد بونه می‌نویسد: "در میانه خارکو و بصره دو جزیره واقع است یکی از آن دیره نام دارد و ثانی بنه و جزیره دیره بی‌آب و غیرمسکون و جزیره بنه آب گوارایی دارد و به‌ علت خرابی اطراف آن دو جزیره مذکور، به‌ غیر از معلمان خارکی عبور سایر اهل دریا به آن دو جزیره دشوار است زیرا که بیم شکستن سفائن در حوالی آن جزایر ناهنجار است و مسافت میان جزیره، بُنّه و دیره و خارک و خارکو چهار زام است که هر زام چهار فرسنگ باشد"
 4. جزیره دارا
جزیره دارا در دهانه خور موسی قرار دارد. این جزیره غیر مسکونی و زیبا محل تخمگذاری پرستوهای دریایی است.
 5. جزیره قبر ناخدا
جزیره قبر ناخدا به مانند جزیره دارا غیر مسکونی بوده و محل تخمگذاری پرستوهای دریایی است.
 ب- جزایر استان بوشهر:
 6. جزیره خارک
"خارک" جزیره‌ای است مرجانی با تاریخی پر از فراز و نشیب. این جزیره در حدود ۵۷کیلومترى شمال غرب بوشهر و ۳۰کیلومترى بندر ریگ واقع شده است. طول جزیره (شمالى - جنوبى) حدود ۸کیلومتر و قسمت پهن تر آن در شمال به عرض حدود ۴کیلومتر است.
 در این جزیره یکی از مهم‌ترین پایانه‌های صادرات نفت ایران بنا شده است. جزیره خارک برای ایجاد لنگرگاه‌ها، با مزایای طبیعی و سواحل عمیق آن، برای پهلو گرفتن نفت‌کش‌های اقیانوس‌پیما بسیار مناسب است، به ویژه که قشر سنگی چون پشته‌ای که سطح جزیره را پوشانده، در وسط جزیره به بلندی 60 متر می‌رسد و این بلندی‌ها موجب می‌شوند بندرگاه‌های شرقی خارک را در مقابل شدت جریان باد که در جهت شمال غربی و جنوب شرقی می‌وزند، محفوظ نگاه دارند.
 اگر کارشناسان، اکنون این جزیره را به عنوان مرکز تأسیسات عظیم صدور نفت برگزیده‌اند، دریانوردان‌ِ خلیج فارس نیز در ادوار گذشته از آن برای پهلو گرفتن کشتی‌ها استفاده می‌کردند. رومن گیرشمن باستان شناس مشهور فرانسوی که در تاریخ ایران باستان مطالعات و تحقیقات عمیقی دارد، در سال 1337 شمسی بنا به دعوت کنسرسیوم نفت ایران به دیدن جزیره خارک آمد.
 کنسرسیوم نفت ایران پس از مطالعات بسیار، جزیره خارک را به دلیل داشتن سواحل عمیق بهترین مکان برای پهلوگیری نفتکش‌های بزرگ نفتی و ساخت تاسیسات عظیم نفت تشخیص داده بودند و چون ساخت این تاسیسات ممکن بود به آثار باستانی جزیره خارک که تا آن زمان هنوز مطالعاتی روی آنها صورت نگرفته بود، صدمه ای وارد کند، لذا طی نامه‌ای از اداره کل باستان شناسی وقت درخواستی برای مطالعه و کاوشهای باستانی کردند. از آنجایی که اکثر کاوش های آن زمان توسط فرانسوی ها انجام می‌شد لذا هیأت باستان‌شناسی فرانسه به سرپرستی رومن گیرشمن جهت این بررسی و کاوشها انتخاب شد.
 پروفسور گیرشمن در سال 1958 بازدیدی از جزیره به عمل آورد که نتیجه آن یک سلسله کاوش های باستان شناسی بود که در بهار سالهای 1959 و 1960 توسط او و هیئت همراهش انجام گرفت. نتیجه کاوش های صورت گرفته، کشف آثار باستانی بود که بعدها بصورت کتابی با عنوان "جزیره خارک" به چاپ رسید. این کتاب که متن اصلی آن به زبان فرانسه بود نخستین بار در سال 1339 شمسی توسط شرکت ملی نفت ایران به سه زبان فارسی، فرانسه و انگلیسی انتشار یافت. همچنین گیرشمن در سال 1342 در سمیناری با عنوان "خلیج فارس" نتیجه کاوش های بعمل آمده در جزیره خارک را بازگو کرد.
 از آثار کشف شده در کاوش های جزیره خارک که از دورترین ایام تاریخ خصوصا از زمان ساسانیان، پارت ها و دوره اسلام بجای مانده می توان به گور دخمه های پالمیران، معبد نپتون، آتشکده زرتشتیان، کلیسا و دیر نسطوریان، قبرهای سنگی و قبرهای ستودان و آرامگاه "میر محمد" منسوب به محمد حنفیه را نام برد. جزیره خارک با آثار تاریخى با ارزشى که دارد مى‌تواند به عنوان یک جاذبه گردشگرى در استان بوشهر مطرح شود. هر چند وجود تأسیسات نفتى مانع از عبور و مرور هر بازدید کننده‌اى به جزیره است و در حال حاضر تنها افرادى مى‌توانند در جزیره عبور و مرور کنند که یا ساکن جزیره خارک بوده یا موفق به دریافت مجوز از فرماندارى استان بوشهر شوند.
 جزیره خارک تنها زیستگاه مطمئن آهوان در استان بوشهر است اما فعالیت واحدهاى صنعتى در جزیره خارک و شکار آهوان توسط افراد سودجو که عموماً توسط ا فراد شاغل دراین واحدها هستند، باعث انقراض نسل آنها می‌شود.
 7. جزیره خارکو
در فاصله ۵کیلومتری شمال شرق جزیره خارک جزیره کوچکی وجود دارد که به آن "خارکو" می‌گویند. این جزیره دارای تعدادی تأسیسات به جای مانده از حضور نظامیان کشور در سالهای جنگ ایران و عراق از جمله اسکله و ساختمانهای انبار که امروزه محل مناسبی جهت رشد پرندگان در این جزیره شده است. این جزیره همچنین زمانی محل استقرار نظامیان انگلیسی جهت تسخیر خارک بود و پیش از آن نیز میر مهنا برای حمله به هلندیان در خارک از خارکو نیروهای خود را به سمت خارک گسیل داشته‌است.
 8. جزیره عباسک
نام پیشین این جزیره "شاه زنگی" بوده است. به تازگی برای این جزیره غیر مسکونی طرحی برای ایجاد یک دهکده گردشگری در دست تهیه است. این جزیره بین بندر بوشهر و شبه جزیره شیف قرار دارد و به دلیل نزدیکی به خشکی از نظر توریستی بسیار اهمیت دارد. بافت زمین و جنس خاک آن برای کشاورزی مناسب نیست و بیشتر زمین آن ماسه‌ای است.
 9. جزیره میر مهنا
جزیره "میر مُهَنّا" از جزیره‌های غیرمسکونی ایران در خلیج فارس است. انگور و انجیر این جزیره از قدیم معروف بوده‌ است. درخت کُنار بزرگ و تناوری به نام کُنار میر مهنا در این جزیره وجود دارد و گنبدی موسوم به قدمگاه امیرالمؤمنین نیز در این جزیره قرار دارد. این جزیره به نام یکی از راهزنان محلی که به کریم خان زند و هلندیان حمله می‌کرد یعنی میر مهنا نامگذاری شده ‌است.
 10. جزیره فارسی
این جزیره نیز فاقد سکنه است و به دلیل وجود ایستگاه هواشناسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار ایست. ایستگاه هواشناسی جزیره فارسی اطلاعات هواشناسی را به تمام شرکت‌های کشتیرانی می‌رساند.
 11. جزیره تهمادو
نام دیگر جزیره غیر مسکونی تهمادو، "جبرین" است.
 12. جزیره نخیلو
این جزیره نیز غیر مسکونی است و در حال حاضر بیش از هر چیز محل زیست لاک پشتان خلیج فارس است.
 13. جزیره گُرم
"گُرم" از جزیره‌های غیر مسکونی استان بوشهر است که به دلیل وجود انبوه درختان جنگلی موسوم به گُرم به همین نام مشهور شده است.

ج- جزایر استان هرمزگان:
 14. جزیره لاوان
نام دیگر این جزیره "شیخ شعیب" است. جمعیت آن در حدود ۲۵۰۰نفر است که بیشتر آنان از نژاد عرب‌اند. بیشتر ساکنان جزیره لاوان از اهل سنت، شاخه شافعی و از پیروان امام محمد ادریس شافعی هستند. آنها به زبان عربی و فارسی تکلم می‌کنند. این جزیره از شمال شرقی به بندر مقام، از شرق به جزیره شتور و از جنوب به حوزه‌ های نفتی رسالت، رشادت و سلمان محدود می‌شود. وسعت این جزیره 76 کیلومتر مربع است و پس از قشم و کیش بزرگ ‌ترین جزیره ایران در آب ‌های خلیج فارس است.
 فاصله این جزیره تا بندر لنگه 91 و تا بندرعباس حدود 198 مایل دریایی است. جزیره لاوان دور ترین جزیره نسبت به مرکز استان هرمزگان است. آب و هوای آن گرم و مرطوب و دمای آن در تابستان به حدود پنجاه درجه سانتی ‌گراد میرسد و رطوبت هوای آن نیز بسیار زیاد است. ذخایر نفتی آب ‌های نزدیک جزیره لاوان بسیار قابل توجه است. در حال حاضر صنایع جزیره منحصر به تأسیسات نفتی است که با نام "مجتمع پالایشی لاوان" فعالیت دارد.
 یکی از شگفتی‌های این جزیره وجود کندو های عسل در کنار تأسیسات نفتی و مخازن آنها است که عسل آنها به رنگ سبز تیره است و بوی نفت می‌دهد، اما طعم آن مشابه عسل‌های معمولی است. اهالی جزیره در فصل معینی از سال به صید مروارید می‌پردازند و تنها کالای صادراتی جزیره، مروارید آن است. این جزیره یک بندرگاه مناسب برای صدور فرآورده‌ های نفتی و یک اسکله فلزی جهت حمل و نقل دریایی دارد.
 15. جزیره شتور
جزیره شِتوَر یا شیدوَر به تعداد زیاد مار سمی سیاهرنگ و کوچک معذوف است که معمولاٌ زیر شن مخفی می‌شوند. به این جزیره "جزیره ماران" نیز گفته می‌شود. شاید غیر مسکونی بودن این جزیره به دلیل حضور این مار‌ها باشد.
 جزیره شتور در فاصله حدود یک و نیم کیلومتری جنوب شرقی جزیره لاوان قرار دارد. طول جزیره 1.7 کیلومتر و عرض آن 800 متر است. این جزیره نیز از با ارزش‌‌ترین و مهم‌‌ترین پناهگاه‌‌های حیات وحش (پرندگان،‌ لاک‌پشت ‌های دریایی، ماهی‌ ها و دلفین ‌ها) در خلیج فارس محسوب می‌شود و جزء مناطق حفاظت شده کشور است.
 16. جزیره هِندُرابی
این جزیره با 22.8 کیلومتر مربع مساحت، در حد فاصل بین دو جزیره کیش و لاوان قرار گرفته است. سرزمینی است هموار و تقریباً بدون عارضه طبیعی. هندورابی در فاصله 325 کیلومتری بندر عباس و 133 کیلومتری بندرلنگه و بلندترین نقطه آن بیست و نه متر و بزرگ‌ترین قطر آن هفت و نیم کیلومتر است.
 این جزیره از یک رشته ارتفاعات کوتاه پوشیده است و کرانه‌های آن با شیب ملایمی به دریا منتهی می‌شوند. مجاورت با دریا، اغلب موجب بالا رفتن میزان باران و رطوبت می‌شود. با این حال در تمام کرانه‌های خلیج فارس، همجواری با دریا، تأثیر چندانی بر میزان بارش این نواحی ندارد. فعالیت اقتصادی اکثر اهالی در جزیره هندورابی، صید و غواصی است.

فعالیت ‌های صنعتی یا بهره‌ برداری از معادن و منابع زیرزمینی و حتی صنایع دستی در هندورابی وجود ندارد. محیط زیست جزیره به دلیل بسته بودن آن محدود است و موجوداتی از قبیل انواع پرندگان کوچک، پرندگان مهاجری نظیر باز و شاهین و انواع کمی از خزندگان و موش صحرایی در آنجا یافت می‌شود. منابع تأمین آب جزیره بسیار محدود و کم است و آب مصرفی آن از طریق چاه یا آب انبار تأمین می‌شود.

این جزیره از نظر سیاحت و ایرانگردی از زیر مجموعه‌های کیش است که با توجه به امکانات و استعداد طبیعی جزیره از نظر آب، خاک، هوا و شرایط خاص تجاری جزیره کیش و هم‌چنین برخورداری از زیبایی‌های طبیعی، قادر است بخشی از نیازهای سیاحتی و گردشگری ایرانگردان را تأمین کند.

17. جزیره کیش
در گذشته این جزیره را به نام "قیس" می خواندند. روایت است که بعد از طوفان نوح (ع) جزیره کیش اولین نقطه ای بود که سر از آب در آورد است. این جزیره بیضی شکل با مساحت 89.7 کیلومتر مربع و با طول 15.6 و عرض 7 کیلومتر، در جنوب غربی بندرعباس و در میان آب های نیلگون خلیج فارس واقع شده است. جزیره کیش از نظر محیط زیست طبیعی، یکی از بکرترین مناطق خلیج فارس است. استعدادهای طبیعی و موقعیت جغرافیایی ویژه آن زمینه بهره‌برداری جهانگردی و تجاری از آن را در حد قابل توجهی فراهم ساخته است.

سواحل کم نظیر این جزیره مرجانی، نه تنها در فصول گوناگون سال، بلکه در طول یک روز،‌ در ساعات مختلف جلوه‌های بدیع و گونا‌گون و بسیار زیبایی از طبیعت را به تماشا می‌گذارند. سواحل کیش در شرق و شمال شرقی و جنوب از زیباترین سواحل جهان است.
 در سواحل جنوب غربی آن زیباترین منظره غروب خورشید را می‌توان دید. از جمله نقاط دیدنی جزیره کیش آکواریوم بزرگ آن است که در گوشه شرقی جزیره، با معماری زیبا قرار دارد و گونه‌های مختلف ماهیان و آبزیان اطراف جزیره در آن به تماشا گذارده شده است. قریب هفتاد نوع ماهیهای تزئینی در این آکواریوم وجود دارد که از نظر شکل و رنگ پولک ‌ها و زیبایی ظاهری، کم نظیر و برخی از آنها نیز بسیار کمیاب هستند.
 اسکله تفریحی جزیره کیش با امکانات مفید و مختصر در بخش جنوبی جزیره از دیگر جاذبه‌ های کیش است. در این اسکله سرگرمی‌ هایی از قبیل گردش در روی آب با قایق کف شیشه‌ای که از بالای آن می‌توان عبور گروهی ماهی‌ ها و زیبایی ‌های دنیای زیر آب را مشاهده کرد، ‌هم‌ چنین امکانات ورزش اسکی روی آب برای علاقه ‌مندان فراهم شده است. در کنار اسکله‌ تفریحی، پیست دوچرخه ‌سواری نیز در پیرامون جزیره احداث شده است.
 معماری سنتی ساختمان‌‌های جزیره توسط سنگ ‌های مرجانی موجود در جزیره تشکیل شده است. معماری جدید و مدرن جزیره نیز تقلیدی از معماری بومی و سنتی آن است که نمونه آن در "صفین" دیده می‌شود. جزیره کیش اولین بندر آزاد تجاری ایران است که امروزه به طور روزانه هزاران نفر جهت خرید و دیدار از زیبایی های طبیعی این جزیره به سمت کیش عزیمت می‌کنند.
بخش بزرگ مساحت آن مسطح و مستعد کشاورزی است و دارای نخلستان‌های متعدد است. از مناطق دیدنی کیش می‌توان به مجموعه قنات‌های کاریز، پارک دلفین کیش، کشتی یونانی، درخت سبز (انجیر معابد)، شهر باستانی حریره، آکواریوم کیش و... اشاره کرد.
 18. جزیره فرور بزرگ
جزیره "فرور بزرگ" از مجموعه جزایر استان هرمزگان است که سطح از تپه ماهورهای کوچک تشکیل شده است. این جزیره بر روی یکی از کمربندهای زلزله‌ خیز جهان قرار دارد. رنگ‌ آب در نزدیکی جزیره سیاه است. این جزیره شیب‌های تند و پرتگاه‌هایی دارد که گاهی ارتفاع آنها از ده متر بیشتر است. فاصله آن تا نزدیک‌ ترین نقطه سواحل ایران در حدود 20 کیلومتر و مساحت آن 26.2 کیلومتر مربع و ارتفاع بلندترین نقطه ‌آن از سطح دریا 145 متر است.
 در جزیره فرور بزرگ بقایای ساختمان‌های مخروبه و اراضی کشاورزی بایر و چاه‌های آب به همراه یک چراغ دریایی نشانه مسکونی بودن جزیره در زمان‌های گذشته است، وجود دارد. ولی در حال حاضر، جزیره غیرمسکونی است و تنها تعدادی مأمور دولتی در آن حضور دارند. در آب‌های این جزیره ماهی فراوان وجود دارد و به همین خاطر صیادان در اطراف آن فعالیت زیادی دارند.
 جزیره فرور بزرگ یکی از کانون‌های زیست حیات وحش است و تعداد بی‌شماری از پرندگان از قبیل: عقاب ماهیگیر، طوطی، چک‌چک، قمری خانگی، چکاوک، کاکلی، پرستو، بلبل خرما، چاخ لق، هدهد، دم جنبانک زرد، دو سرخ معمولی، چک‌چک سرسیاه، زنبور خور معمولی و همچون یک نوع خارپشت، مارمولک، مار جعفری و عقرب در آن زندگی می‌کنند. این جزیره به علت داشتن مارهای زیاد به مارور نیز شهرت دارد.
 19. جزیره فرور کوچک
نام دیگر این جزیره غیر مسکونی "فرورگان" است که در جنوب فرور بزرگ و شمال جزیره سیری قرار دارد. مرتفع ‌ترین نقطه آن از سطح دریا سی و شش متر است. به علت موقعیت اقلیمی و استقرار در مسیر مهاجرت پرندگان دریایی، زیستگاه گونه‌های متنوع پرندگان مهاجر و بومی است.
 20. جزیره سیری
نام اصلی و پارسی آن "راز" است که به دلیل نزدیکی با مناطق عرب نشین حاشیه جنوبی خلیج فارس، اعراب از معادل عربی این نام یعنی سری استفاده کردند که این نام در زبان‌های اروپایی سیری تلفظ شد و از راه آن زبان‌ها به فارسی رسید. این جزیره در قلب آب‌های خلیج فارس قرار دارد. فاصله آن تا مرکز شهرستان ابوموسی که در قسمت شرقی جزیره سیری واقع شده، در حدود 27 کیلومتر است همچنین فاصله دریایی آن تا مرکز استان، در حدود 152 مایل دریایی است. وسعت جزیره سیری 17.3 کیلومتر مربع است.
 این جزیره فاقد پستی و بلندی بوده و نسبتاً مسطح است. مرتفع ‌ترین نقطه آن 24 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و بزرگ ‌ترین ابعاد طولی و عرضی جزیره 6.1 و 4.6 کیلومتر است. شکل در قسمت‌‌های شمالی و نزدیک سواحل این جزیره ذوزنقه‌ای، مناطق مسکونی همراه با سایر تأسیسات جای گرفته‌اند. در این جزیره تعداد قابل توجهی نخل خرما بطور پراکنده وجود دارد که محصول آن فقط مصرف محلی دارد. این منطقه پوشش گیاهی فقیری دارد و در این جزیره معدن خاک سرخ نیز موجود است.
 21. جزیره ابوموسی یا بهتر بگوییم بوموسو (بوموسوز) یا گپ سبزو نامهای تاریخی جزیره
 در حال حاضر مالکیت جزیره ابوموسی به همراه جزایر تنب در دست ایران است اما ادعاهایی از سوی دولت امارات متحده عربی هر از گاهی مطرح می شود؛ 
 تنها مسیر قابل کشتیرانی برای نفت‌کش‌های حامل نفت فاصله میان جزیره ابوموسی و تنب است. زیرا این مسیر ژرف ترین مسیر برای نفت‌کش‌ها شناخته می‌شود. در پی جنگ ایران و عراق و بروز جنگ نفت‌کش‌ها در خلیج فارس مسئله حفظ امنیت سوخت‌رسانی برای دولت‌های صنعتی پیش آمده است که تصمیم بر این گرفته‌اند این کار را با همکاری متحدان عربشان انجام دهند و از این میان قرعه به نام امارات عربی متحده افتاده است.

22. جزیره تنب بزرگ
نام‌های دیگر آن در قدیم تنب گَپ، تنب مار و تل مار بوده است. این جزیره تقریباً گرد است و خاک شنی و خشک دارد. در قسمت‌های جنوب غربی این جزیره و در نزدیکی سواحل آن، خانه‌های مسکونی از راه چندین خیابان و جاده به هم پیوسته‌اند. این جزیره در شمال شرقی ابوموسی واقع شده است در دارای موج ‌شکن و لنگرگاه است. مردم بومی این جزیره از صید ماهی و مروارید امرار معاش می‌کنند. مارهای سمی و کوچک در این جزیره به وفور وجود داد.
 23. جزیره تنب کوچک
جزیره مثلثی شکل تنب کوچک به فاصله 12 کیلومتر از غرب جزیره تنب بزرگ قرار دارد. غیرمسکونی است و مرتفع ‌ترین نقطه آن از سطح دریا، بیست و یک متر ارتفاع دارد. 
24. جزیره قشم
بزرگترین جزیره ایران و بزرگترین جزیره غیر مستقل دنیا است (بزرگتر از ۲۲کشور جهان) این جزیره در نزدیکی تنگه هرمز، بزرگترین و پرجمعیت‌ترین جزیره خلیج فارس قرار دارد. "جزیره قشم" دومین بندر آزاد تجاری ایران است که سواحل آن برای ایجاد لنگرگاه مناسب است. این جزیره 15 بندر صیادى و تجارى دارد. علاوه بر جمعیت بومى و ساکن، جزیره قشم داراى جمعیت غیربومى و مهاجر بسیارى است که به ‌طور عمده در بخش‌هاى تجارت، بازرگانى، صنایع و معادن، ادارات و دوایر دولتى و ارگان‌ها، بانک‌ها، تشکیلات سازمان منطقه آزاد قشم و دیگر بخش‌هاى خدماتى به فعالیت اشتغال دارند.
زبان اصلى مردم قشم، مانند تمام مردم ساکن بنادر و سواحل جنوب کشور و دیگر جزایر، فارسى و براى همه مردم و مسافرانى که به جزیره مسافرت مى‌کنند قابل درک و فهم است. لهجه محلى و متداول مردم قشم در شهرها و روستاهاى آن تقریباً یکسان است، با این تفاوت که اهالى شهر قشم و درگهان به سبب رفت و آمد و داد و ستد با مردم میناب، بندرعباس، پل، خمیر، کنگ، لنگه و دیگر بنادر مجاور، با لهجه‌اى نزدیک به لهجه بندرعباسى، مینابى (بندرى)، پلى (بندر پل خمیر) صحبت مى‌کنند و ساکنان روستاى اعماق جزیره به سبب مسافرت به شیخ‌نشین‌ها و هندوستان به زبان عربى هندى نیز آشنایى دارند یا واژه‌هایى از این زبان‌ها وارد لهجه آنها شده است. به‌طور کلى باید گفت زبان محلى قشمى، آمیخته‌اى از بان‌هاى فارسى، بندرى، هندى و انگلیسى است.
کوه نمکى ـ کوه نمکدان ـ در قسمت جنوب غربى جزیره، ویژگى عمده مجموعه کوهستانى غربى را تشکیل مى‌دهد. این کوه که به شکل مخروط است تا ارتفاع 397 متر (قله کوه نمکدان) مى‌رسد. ساختار نمکى این کوه از انباشته شدن صخره‌هاى آذرین با رسوبات تشکیل شده است. کوه گنبد نمکى، با بقایاى معادن نمک باستانى و چشمه‌هاى آب شور، به خودى خود یک "اثر تاریخى طبیعى دیدنی" با امکانات آموزشى و تفریحى را به وجود آورده است. ساحل صخره‌اى ریگو معروف به ساحل لاک‌پشت‌ها از سواحل زیباى جزیره قشم است که لاک‌پشت‌ها در آنجا براى نفس‌گیرى و تغذیه به روى آب مى‌آیند.
چشمه‌هاى جزیره قشم، که به‌طور پراکنده در جاى جاى جزیره وجود دارند، فاقد آب شیرین بوده و عمدتاً شور است. اولین و مهم‌ترین جامعه گیاهى جزیره در جنگل‌های حرا مشاهده مى‌شود که گونه‌اى از مانگروها به نام Avicennia marina(به نام ابوعلى سینا، دانشمند پرآوازه ایران) است. این جزیره بزرگ پوشش جانوری متنوعی نیز دارد. پستانداران قشم عبارتند از 4 گونه خفاش که یک نوع آن خفاش میوه‌خوار است، 4 گونه جونده، یک نوع خارپشت، یک گونه خرگوش، یک گونه روباه و یک نوع جبیر نیز در قشم شناسایى شده است.

خزندگان شناسایى شده قشم نیز بسیار متنوع هستند. سه نوع مار و 17 گونه مارمولک و یک نوع دوزیست در قشم شناخته شده‌اند. بارزترین پدیده طبیعى قشم گوناگونى پرندگان آن است. از میلیون‌ها سال پیش به این سو حدود چهارمیلیون پرنده مهاجر به‌طور منظم در فصل‌هاى مختلف سال، به خلیج فارس پناه مى‌آورند.
 به‌طور کلى، در گشت و گذارى چند روزه در جزیره قشم به آسانى مى‌توان تا 100 گونه از پرندگان آن را مشاهده کرد. برخى از پرندگان جزیره قشم عبارتند از: پلیکان پا خاکسترى، باکلان، حواصیل خاکسترى، اگرت کوچک، اگرت ساحلى، اگرت سفید، حواصیل شب، حواصیل هندى، کفچه نوک، فلامینگو، عقاب ماهیگیر(جزیره قشم)، کرکس، جیرفتى، هوبره، سلیم خرچنگ‌خوار، صدف‌خوار، دیدومک، تله نوک پهن، کاکایى سر سیاه، کاکایى پشت سیاه، پرستو دریایى دودى، پرستو دریایى کاکلى کوچک، پرستو دریایى معمولى، پرستو دریایى کاکلى، سبز قباى هندى، زنبور خانگى کوچک، دم جنبانک ابلق، دم جنبانک کله زرد، میوه‌خور، بلبل خرما، سنگ چشم کله سرخ، سوسک چیفچاف، سوسک جنبان، سوک سرسیاه، طرقه بنفش، طرقه کوهى، چکچک بیابانى، شهدخور، زرد پر مزرعه، سهره خاکی.
 جزیره قشم تا حدودی توان بالقوه برای دامپروری را دارد و هم اکنون دامپروری به روش سنتی در جزیره انجام می گیرد. به دلیل کمی بارندگی و نبود آب شیرین کافی، کشاورزی بسیار محدود است و بیشتر به صورت دیم صورت می گیرد.
 25. جزیره ناز
جزیره‌ ناز در نزدیکى سواحل شرقى قشم‌ قرار گرفته و از ساحل در حدود یک کیلومتر فاصله دارد. وسعت جزیره ناز تقریباً سه‌ هکتار است. این جزیره فاقد ساحل شنى است و دیواره‌هاى صخره‌اى به ارتفاع پنج تا ده متر اطراف آن را فراگرفته است. روى این جزیره کاملاً مسطح است. در زمان جزر با پس‌روى کامل آب دریا، براى مدت کوتاهى، باریکه‌اى از خشکى جزیره ناز را به ساحل قشم وصل مى‌کند.

در این جزیره کسى سکونت ندارد. ماهیگیران محلى چند سایبان و مکان استراحت از چوب و پلاستیک به ‌صورت موقت احداث کرده‌اند. روبه‌روى جزیره ناز در قشم ساحل شنى قرار دارد که مکان مناسبى براى تغذیه پرندگان دریایى و ماهیگیران بومى است. در سراسر فصول سال بازدیدکنندگان بسیارى به‌ویژه هنگام غروب از این محل بازدید مى‌کنند.
 26. جزیره هرمز
جزیرهٔبیضی شکل هرمز که طول محیط آن حدود ۶۰۰۰متر است در مدخل خلیج فارس و در فاصلهٔ۸کیلومتری بندرعباس قرار دارد. املای صحیح آن "هرموز یا هرمزد" برگرفته از کلمات "خورموز یا خورموغ" به معنی لنگرگاه و بندر ایالت موغستان (میناب) بوده است که به واسطه کثرت استفاده از غلط مشهور امروزه هرمز خوانده می‌شود. این جزیره را به علت موقعیت جغرافیایی آن و مجاورت با تنگه هرمز، کلید خلیج فارس می‌دانند. همین موقعیت است که آن را در طول تاریخ، از نظر سوق الجیشی و بازرگانی از اهمیت خاصی برخوردار ساخته ‌است.
 هرموز اصلا نام بندری معتبر در مصب رود میناب با خلیج فارس بوده است. شهر میناب کنونی بر روی خرابه‌های این بندر ساخته شده است. هرموز قدیم در اوایل عهد مغول تجارت پر رونقی داشته است. با هجوم مغولان در حدود سال 700 هجری، مردم شهر هرموز ابتدا به جزیره قشم و سپس به جزیره هرموز که در آن زمان زرون (معرب آن جرون که بعدها نام بندری در محل بندر عباس کنونی شد و به تلفظ پرتغالی بندر گمبرون خوانده شد) نام داشت کوچ نمودند و شهری در آن بنا کردند و نام آنرا به یاد شهر قدیم خود هرموز گزاردند.
 به تدریج و طی قرون بعد این شهر نام خود را به همه جزیره داد و بندر جرون (گمبرون بعدی) نام خود را از آن وام گرفت. عظمت شهر و جزیره هرموز به قدری شد که دو قرن بعد و تا زمانی که توسط پرتقالی ها اشغال شد مرکز ایالات خلیج فارس از جمله بحرین بوده است.
 شاه عباس در سال 1031 جزیره هرموز و سواحل جنوبی ایران در خلیج فارس را از اشغال پرتغالی ها خارج ساخت و شهرهای هرموز و گمبرون را تخریب کرد و بندر عباس فعلی را بر خرابه های گمبرون استوار کرد. هرمز امروز به هیچ عنوان رونق گذشته را ندارد. جزیرهٔهرمز در وسط مرتفع شامل تپه و کوه‌های آتشفشانی و نمکی است بلندترین نقطهٔآن ۲۱۰متر ارتفاع دارد ، اطراف آن را جلگه‌های پست و همواری پوشانده‌است، معادن خاک سرخ و نمک سفید آن شهرت فراوانی دارد.
 27. جزیره هنگام
جزیره "هنگام" یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است. جزیره هنگام با آبادی‌های کوچک با وسعت حدود ۵۰کیلومتر مربع در جنوب جزیرهٔقشم واقع شده و دارای معادن نمک و خاک و سرب است. این جزیره 6.33 کیلومتر مربع مساحت دارد و به شکل مخروط ناقصی است که در کرانه‌های جنوبی جزیره قشم واقع شده ‌است.
 فاصله آن تا بندرعباس حدود ۴۳مایل دریایی و تا شهر قشم حدود ۲۹مایل دریایی است. این جزیره ارتفاعات پست آهکی دارد و بلندترین نقطه آن کوه ناکس با ۱۰۶متر ارتفاع است. بزرگترین قطر آن از "روستای هنگام کهنه" تا "روستای هنگام جدید" ۹کیلومتر است. تنها فعالیت اقتصادی در جزیره هنگام که اکثر اهالی به آن مشغولند، ماهی‌گیری و صیادی است. از نقاط دیدنی جزیره تأسیسات بندری انگلیسیها است.
 28. جزیره لارک
جزیره لارک یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است. جزیره لارک با 7.48 کیلو متر مربع مساحت، در فاصله ۱۸مایل دریایی از مرکز استان شهر بندرعباس و ۶مایل دریایی از شهر قشم و در جنوب شرقی این شهر، در تنگه هرمز قراردارد. این جزیره از کوههای آتشفانی مخروطی شکل تشکیل شده ‌است. بلندترین نقطه آن ۱۳۸متر از سطح دریا ارتفاع دارد و بزرگترین قطر آن ۶/۱۰کیلومتر است. در این جزیره فعالیت کشاورزی وجود ندارد و تنها فعالیت اقتصادی اکثر اهالی جزیره لارک صید و غواصی است.
 آب آشامیدنی مردم این جزیره بیشتر از طریق بندرعباس به ان حمل می‌شود و همچنین آب برکه‌‌ها و چاه‌های آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. از دیگر جزایر غیرمسکونی خلیج فارس می‌توان به شیف، ام الکرم، ام سیله (خان)، خرو، مولیات، سه‌دندون، مُطاف، مُرغی، چراغی اشاره کرد. جزیره‌های غیر مسکونی خلیج فارس از اهمیت ویژه جهانی به عنوان زیستگاه مرجان‌های دریایی (خوراک غواصها)، محل تخمگذاری پرستوهای دریایی و لاک پشتها و زیستگاه انواع پرندگان مهاجر برخوردار است.
 بی‌گمان جزیره‌‌های ایرانی خلیج فارس بیش از این تعداد است که تعدادی از آن‌ها در زمان جزر و مد نام جزیره به خود می‌گیرند...
 آشنایی با تنگه هرمز
آب- تنگه هرمز باریکه دریایی خمیده شکلی است که در منتهی‌الیه شرقی خلیج فارس واقع شده است و فلات ایران را از شبه جزیره عربستان جدا می‌کند و آب‌های خلیج‌فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند پیوند می‌دهد. این تنگه یک فرورفتگی از دوره سوم زمین‌شناسی است که ادامه رشته کوه‌های جنوبی ایران به شبه جزیره مُسَنْدَم را قطع می‌کند.
 برای تعیین درازای تنگه هرمز معیار ویژه‌ای وجود ندارد؛ شاید بهترین معیار، مرز دریایی تعیین شده میان ایران و عمان باشد. طول این خط مرزی 1/202 کیلومتر (8/124 مایل دریایی) است. طولانی‌ترین فاصله تنگه هرمز 84 کیلومتر (از کرانه‌های بندرعباس در شمال تا شمالی‌ترین نقطه کرانه‌های مسندم در جنوب)، کوتاه‌ترین آن (میان جزیره ایرانی لارَک در شمال و جزیره عمانیِ‌السلامه ــ که نام دیگر آن قوئین بزرگ است ــ در جنوب) 6/33 کیلومتر برآورد شده است.

کف دریا در تنگه هرمز شیب نسبتاً تندی در جهت شمالی ـ جنوبی دارد. با به کارگیری نفتکش‌های سنگین در دهه‌های اخیر، عبور و مرور این نفتکش‌ها به ژرف‌ترین بخش تنگه‌هرمز در نزدیکی کرانه‌های مسندم منحصر شد. تا سال 1358 راه کشتی‌های نفتکش در تنگه‌هرمز، از میان جزیره قوئین کوچک و کرانه‌های صخره‌ای جزیره مسندم می‌گذشت.
 در این سال، دولت عمان به سازمان مشاوره دریایی بین‌المللی (ایمکو) اعلام کرد که نمی‌تواند سلامت کشتی‌هایی را که از میان صخره‌های جزیره قوئین کوچک و صخره‌های جزیره مسندم عبور می‌کنند، تضمین کند و خواست تا مسیر کشتیرانیِ شمال جزیره السلامه تا مرزهای دریایی با ایران را به رسمیت بشناسد.
 از آن تاریخ 2 مسیر دریایی برای عبور نفتکش‌ها در شمال و جنوب و به موازات هم در میان جزایر قوئین (قوئین بزرگ و قوئین کوچک) و مرزهای ایران و عمان در نظر گرفته شد. نام تنگه هرمز در نوشته‌های کهن دیده نمی‌شود. هنگام اقتدار بریتانیا در خلیج فارس (1820ـ 1971) نام تنگه هرمز از جزیره هرمز گرفته شد که مهمترین جزیره خلیج فارس به هنگام روی آوردن استعمار اروپایی به منطقه بود.
 در سال‌های نخستین قرن دهم - شانزدهم نیروهای کشور پرتغال به فرماندهی آلفونسو آلبوکرک سراسر تنگه را در اختیار گرفتند، جزیره هرمز را تسخیر و حاکم خودمختار هرمز را دست نشانده خود کردند. این دگرگونی بر اهمیت سیاسی و رونق اقتصادی تنگه و جزیره هرمز افزود و حاکمان آن در پناه پرتغالی‌ها توانستند در بخش پهناوری از کرانه‌ها و جزیره‌های خلیج فارس نفوذ یابند.
 در آغاز قرن دهم، شاه اسماعیل اول صفوی در ایران حکومت مرکزی تشکیل داد که سرآغاز پایان بخشیدن به استعمار پرتغالی‌ها در خلیج فارس بود. شاه عباس بزرگ در 1030 با همکاری نیروی دریایی بریتانیا، پرتغالی‌ها را در خلیج فارس شکست داد و آنان را در 1031 از جزیره هرمز بیرون راند. به این ترتیب، جزیره و تنگه هرمز و سراسر خلیج فارس دوباره در اختیار ایران قرار گرفت.
 از آنجا که هم کشورهای توسعه‌یافته و هم کشورهای در حال توسعه به صدور نفت از خلیج فارس وابسته‌اند و بیش از نیمی از نفت مورد نیاز جهان باید از تنگه هرمز بگذرد، امنیت تنگه‌هرمز اهمیت بین‌المللی دارد. ایران بزرگترین و نیرومندترین کشور خلیج فارس است و بیشترین گستره جغرافیایی و مواضع حفاظتی را در این منطقه دارد، به همین دلیل تنگه‌هرمز از اهمیت بسیاری برخوردار است و در حقیقت دروازه ارتباطی ایران با جهان و منطقه شمرده می‌شود. منبع: